ميرزا حسن حسينى فسايى

31

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

ز اندام من گردش هور و ماه * نمودند نيروى اعضا ، تباه نه نوشيدنى ، نوش جانم شود * نه از خوردنيها ، توانم شود . . . دو چشم از بلور است و دندان ز سنگ * مرا درد نقرس نموده است لنگ نفس سرد و اندام گشته چو يخ * نشينم پس زانوان چون ملخ پس از آنچه دوران ز من برده است * يك انبان پر استخوان مانده است چه سود ار كنم بر جوانى فسوس * كه شد روز عاجم شب آبنوس . . . « 1 » گاهى نيز داستانى را باز در بحر متقارب به نظم درآورده است نظير افسانه لار رى و لار فارس كه بخشى از آن را ذيلا نقل مىكنيم : بديديم لارى بسى باشكوه * چه از پشته و گو ، چه از دشت و كوه همه دشت و كوه و وهاد و تلال * چو يك‌پاره فيروزه ، اندر خيال به هر گوشه‌اى چشمه و جوى بود * مگو چشمه و جو بگو آب رود ز هر پشته و دشت رودى روان * همه رودها ، رود مازندران هوا آنچنان خوش كه در فرودين * به شيراز و كابل نباشد چنين . . . « 2 » در گفتار دوم فارسنامه در پايان شهرها و بلوكات فارس نيز چند بيت بر وزن شاهنامه دارد : همان مردمى را كه گفتم به نام * در اوراق اين فارسنامه تمام نكوكار بودند و نيكو خصال * نكوئى نبيند به گيتى زوال اگر زنده‌اند و اگر مرده‌اند * در اين نامه جاويد ، پاينده‌اند بود مرده آنكس كه نامش بمرد * نكونام را زنده بايد شمرد بجز نام نيكو نماند ز كس * در اندرز ناصح همين است و بس در اين نامه من مردگان را تمام * همه زنده كردم و ليكن به نام كه يادآور استفاده‌اى است كه ميرزا حسن از اين ابيات شاهنامه فردوسى برده است : بسى رنج بردم در اين سال سى * عجم زنده كردم بدين پارسى چو عيسى من اين مردگان را تمام * سراسر همه زنده كردم به نام و در پايان گفتار دوم نيز يك مثنوى در بحر رمل دارد : شكر يزدان را كه از فضل و كرم * وز عنايت كرد يارى دمبدم تا كه بردم رنج در هر بام و شام * فارسنامهء ناصرى كردم تمام فارس را در دفترى بنگاشتم * فارسنامه نام او بگذاشتم فارسنامه فارس را دربر گرفت * زين سخن عاقل نيايد در شگفت . . . كوه و صحرا ، چشمه و رود و جهات * طول و عرض و فرسخ و شهر و دهات سربسر در فارسنامه گفتمى * آنچه بايد ، در معنى سفتمى فارسنامه تار و پود از فارس شد * تار و پود از ريسمان كرباس شد شاه ما در فارس نامد هيچگاه * فارس را آورده‌ام در پيشگاه . . .

--> ( 1 ) . صورت كامل اين شعر را در گفتار دوم فارسنامه ناصرى در ذكر بزرگان محله سردزك بخوانيد . ( 2 ) . صورت كامل اين شعر را در گفتار دوم فارسنامه ناصرى در ذكر بلوك لار بخوانيد .